سلام
از تک تک کسانی که سرمیزنند بویژه آنانکه یادداشت میگذارند سپاسگزارم. پس از مدتها تاخیر برای گفتن
دونکته ی مهم آمده ام :
اول اینکه به دلیل مشکلات پیش آمده وبلاگم به آدرس دیگری منتقل می شود.
ودوم اینکه کتاب جدیدم با نام با یاد شانه های تو در نمایشگاه بین المللی کتاب در غرفه ی نشر شانی عرضه
می شود در ضمن در غرفه ی سوره مهر چاپ جدید کتاب هر لبت یک کبوتر سرخ است و در غرفه ی هزاره
ی ققنوس کتاب جهان غزلی عاشقانه است عرضه خواهد شد خود من هم به نوبت در هر سه غرفه حضور
خواهم داشت . امیدوارم در نمایشگاه ببینمتان.
نشر شانی: سالن شبستان- راهروی ۱۹-غرفه ی ۱۹
از این پس وبلاگم با نشانی زیر بروز خواهد شد

سلام
بازهم دیر آمدم درمدتی که غایب بودم هر روز نظرهای مهر آمیزتان را می خواندم و امروز آمده ام که بگویم سپاس!
بالاخره به پایتخت آمدم.پس از سالها گشت زدن در خیابانهای پایتخت چه صفایی دارد.هر چند هنوز درگیری انتخاب محل کار مجالی برای گشت و گذار اساسی نداده است .
اگرچه در بندر عباس دوستی جز جناب محمد علی بهمنی نداشتم اما بعدها با دوستان دیگری آشنا شدم که دلم برایشان تنگ شده است. دوستانی که دیر یافتمشان. به پاس مهربانی های هرچند اندک می گویم که از بندرعباس سپاسگزارم.
بندرعباس همیشه برای من عزیز است چون نیمه ی دیگرم را _همسرم را_ به من هدیه داده اما عزیزتر می شد اگر اهالی شعرش مهربان تر بودند.بگذریم...من ترجیح می دهم بندرعباس را با مهربانی ها به خاطره ها بسپارم نه نامهربانی ها!مهربانی های محمدعلی بهمنی-دکتراسدا...نوروزی-مسعود جعفری-عبدالحسین انصاری و امینه دریانورد....
فصل دیگری از زندگی من آغاز شده فصلی که در زمستان آمده اما می خواهد بهاری باشد. پس از سالها گوشه نشینی آمده ام که کارهای زیادی بکنم و امیدوارم درگیری های روزمره این اجازه را بدهد که به هدفهای بزرگم برسم. بزودی با شعر جدید بر می گردم.








